طائر

و کل انسان الزمناه طائره فی‏ عنقه ..

طائر

و کل انسان الزمناه طائره فی‏ عنقه ..

طائر

وَ کُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فی‏ عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ کِتاباً یَلْقاهُ مَنْشُوراً ....
این پرنده هایی که پر میدی ...
تا آخرش بندشون گردنته ..

طبقه بندی موضوعی

دین اختیاری است؟ مگر نه اینکه می گوید لا اکراه فی الدین. قد تبین الرشد من الغی؟ مگر نه اینکه می گوید انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا؟ پس چرا برای زنا حد دارد؟ برای شراب در ملا عام حد دارد؟ ساده اش این است که تو فکر کن یک فوق تخصص بیماری های عفونی دلسوز دارد قانون می نویسد. 

 

در حوزه شخصی اسلام سخت سهل گیر است. صرف گفتن شهادتین تو مسلمان محسوب می شوی. و از همه ی حقوق یک مسلمان در جامعه بهره می بری. کسی حق ندارد در زندگیت سرک بکشد. کسی حق ندارد در مسائلت کنجکاوی کند. شهادت ها برای اثبات گناهکاریت سخت و پیچیده اند. نقل است چند نفری آمده بودند برای نسبت زنای محصنه به شخصی شهادت دهند. سه نفر شهادت دادند. امیرالمونین از نفر چهارم پرسید. گفتند در راه است. می رسد. حضرت فرمودند این سه نفر را حد بزنید که تهمت زده اند. حالا اگر نفر چهارم هم می بود و شهادت می داد، اگر چه شهادتشان پذیرفته می شد اما دیگر از عدالت خارج می شدند. یعنی در هیچ محکمه ای شهادتشان تا آخر عمر قبول نمی شد. شاید از این منظر که اسلام می گوید شماها چه آدم های بی حیایی بوده اید که ایستاده اید و این صحنه را با آن کیفیات فقهی تماشا کرده اید. از طرفی دنبال سختگیری هم نیست. روزه برایم ضرر دارد. نگیر. نماز را نمی توانم ایستاده بخوانم. نشسته بخوان. نشسته هم نمی توانم. خوابیده بخوان. لا ضرر ولا ضرار فی الاسلام. تصمیم گیری را هم به حقیقت وجدانی فرد واگذار می کند. در حوزه شخصی اختیار مطلق است. مسئولیت همه چیز به عهده خودت است. 

 

حوزه دیگر، حوزه اجتماعی است. اسلام اینجا سخت گیر است. می گوید داخل خانه ات می خواهی رعایت نکنی نکن. می خواهی با بیمار حشر و نشر کنی مختاری. می خواهی آلوده بخوری، آلوده بپوشی، آلوده رفتار کنی مختاری. به خودت ضربه می زنی. اما در اجتماع نه. اینجا خدا از حق بنده هایش کوتاه نمی آید. سفت و سخت می گیرد. تو حق نداری فضا را آلوده کنی. حق نداری بقیه را بیمار کنی. حق نداری آلودگی را در جامعه گسترش دهی. 

 

مثل اینکه پسری می خواهد به دوستش سر بزند. دوستی که بیمار است. مادر اصرار می کند. غصه می خورد. توصیه می کند. اشک می ریزد که پسر نرو. اما اجبار نمی کند. فرزند می رود. در بازگشت به خانه اما این مادر است که تصمیم می گیرد. مادری که متخصص آن بیماری است. یا راهش نمی دهد به خانه. یا باید ماسک بزند. یا باید درمان سختی را تحمل کند. هر چه هست اوست که تصمیم می گیرد. به خاطر سلامت بقیه فرزندانش. محل مناقشه حداکثر باید این تصمیم ها باشد. یا مادر را باید به عنوان یک متخصص آگاه دلسوز که نسبت به همه بچه هایش علاقه یکسانی دارد بپذیریم یا نه؟ یا دستوراتش را نقد کنیم. اما احساس می کنم حتی قشر تحصیلکرده گیج است. 

 

 

تقسیم بندی اسلام به نظرم منطقی است. خصوصا بعد از روزهای سخت کرونایی آدم درست بودنش را بیشتر احساس می کند.

Web Analytics